
*عید سعید فطر مبارک *
با سلام به شما دوستان گرامي
سريال " يوسف پيامبر " به قسمتهاي زيباي خود نزديک مي شود ، اين سريال به زندگينامه حضرت يوسف (ع) مي پردازد ." سريال داستاني « يوسف پيامبر» يکي از عظيم ترين مجموعههاي تاريخي سيما در سالهاي اخير، پس ازچند سال توليد، از اول تير ماه روي آنتن شبکه يک رفت.
"به گزارش آفتاب، اين سريال که از پروژههاي تاريخي و عظيم سيما است به داستان پر فراز و نشيب زندگي حضرت يوسف (ع) ميپردازد ، اين سريال 40 قسمتي جمعههاي هر هفته ساعت 22 از شبکه يک سيما پخش مي شود.
سريال حضرت يوسف را فرج الله سلحشور کارگرداني کردهاست و در آن 180 بازيگر سينما و تلويزيون و تئاتر ايران به ايفاي نقش پرداخته اند .
حسين پاک نيت، کتايون رياحي، جعفردهقان، زهرا سعيدي، کوروش زارعي، فرشته سرابندي و... تعدادي از اين بازيگران هستند که درطول دو سال نقشهاي مختلف اين سريال را جان بخشيدهاند.
اين سريال از خرداد سال 83 در دکورهاي پيش ساخته در اطراف تهران جلو دوربين مرحوم رسول احدي رفت و سال گذشته آماده نمايش شد. سريال حضرت يوسف از توليدات سيما فيلم است و پخش آن تا پايان سال ادامه خواهد يافت."
البته قابل ذکر است که بيشتر منابع اين فيلم از منابع شيعه برداشته شده و متاسفانه توجه زيادي به منابع اهل سنت و يهوديان نشده است . بهر حال زيبايي يک فيلم مذهبي به ان است که از منابع قومهايي که در مورد آنها فيلم ساخته ميشود کمک گرفته شود .البته فراموش نشود که براي اين فيلم زحمتهاي فراواني کشيده شده که قابل تقدير است.
حالا شما دوستان رو به دوره اي که اين پيامبر مي زيسته و فراعنه ان دوران مي برييم البته از ديدگاه علم باستانشناسي ، در دوره فرعون " اخناتون " يک دوره انقلاب مذهبي در مصر به وجود آمد که از ان به عنوان دوره يگانه پرستي در مصر باستان ياد مي شود .اميدوارم که از مطالب کمال استفاده را ببريد .
در ضمن نظر فراموش نشود *
marjani.meraj@gmail.com
سرزمين آفتاب
آمنحوتپ دوم پسر تاتموس سوم در سال 1436 ق.م بجاي پدر بر تخت نشست . مجسمه وي در زير مجسمه " هاتور " بر پا شده و از حمايت اين خداوند برخوردار بوده است . همه پادشاهان سلسله هجدهم مصر " هاتور " را مي پرستيدند . زماني که جسد موميايي اين فرعون کشف شد ، کمان وي نيز همراه موميايي بود . تاتموس چهارم در سال 1410 ق.م بجاي امنحوتپ پدر خود بتخت سلطنت نشست . در ديواره مقبره اين فرعون نزديک شهر " طب " نقش و نگاري بدست آمد که در اين نقش نمايندگان سوريه ، در برابر وي بزانو افتاده و خراج و هديه ساليانه تقديم ميدارند .
آمنحوتپ سوم پسر تاتموس چهارم در سال 1400 تا 1364 ق.م بسلطنت نشست . در زمان اين فرعون عظمت مصر در سلسله هجدهم بدرجه اعلاء رسيد .
زماني که آمنحوتپ سوم به سن پيري و کهولت رسيد و بيمار بود پسر وي آمنحوتپ چهارم در سلطنت با پدر خود همکاري ميکرد و در اين زمان شورش و بي نظمي و سرپيچي در فلسطين و سوريه و شمال مصر پديد آمد ، اما امنحوتپ چهارم به فکر اصلاحات ديني بود نه لشکر کشي و در اين امر افکار بلندي داشته است .
اين فرعون در نظر گرفته بود تا يکتا پرستي را در سرزمين مصر رواج دهد و خورشيد در اين سرزمين بزرگترين خداوند بشمار مي رفت و اين خداوند بعقيده بعضي از روحانيون چشم " هورس " " خداي آسمان " بود هورس بشکل شاهين جلوه مي نمود . بعقيده مصريان خورشيد هر روز بامداد از " هاتور " که به شکل گاو ماده بود بدنيا مي آمده و هنگام شب در کشتي مخصوص مينوي در آسمان بگردش مي پرداخت و او را در شهر هليوپوليس بنام " رع " مي پرستيدند و روحانيون اين شهر از متفکران اوليه مصر بشمار مي رفتند و عقيده داشتند که "رع " از همه خدايان بزرگتر است .
" اما آمون يا آمن در شهر طب خداوند حيات و زندگي بود و سر وي مانند سر يک قوچ بزرگ تجسم مي يافت و نام وي به لفظ رع اضافه شده و بنام " آمون رع " خداي خورشيد و پدر همه خدايان و آفريننده جانداران ديگر موسوم بود . " معبد آمون خداي خورشيد در شهر کارناک و لوکسور مرکز روحانيت مصر قديم بشمار ميرفت .
بنابراين از مقام و موقعيت بي نظيري که آمون در دين و آئين مصريان دارا بود روحيه و تمايل به يگانه پرستي مشهود ميشد ، اما اين تمايل و روحيه را همه جا با پرستش خدايان ديگر در مرتبه پائين تر قرار ميدادند و خداي خورشيد در شکل و قيافه انسان تجسم ميافت . آمون را به قوچ و رع را بشاهين ،شير و غيره تشبيه ميکردند و رع اغلب در اندام انساني جلوه ميکرد که سر وي مانند سر شاهين باشد و قرص خورشيد در بالاي سر وي واقع شود و با ابرهاي طلايي احاطه گردد .
آخناتون يا آمنحوتپ چهارم تصميم داشت بهر وسيله ممکن شده خورشيد را خداوند يگانه مصريان سازد و دين يکتا پرستي را در مصر رواج دهد و اين خداوند را بنام آتن که نام قديمي خداي خورشيد بود خداوند يکتاي مصر موسوم ساخت و از اينجهت در درجه اول نام خود را از آمنهوتپ که با لفظ آمن آغاز ميشد به آخناتون تبديل کرد و از اين راه پرستش خورشيد را در همه جا رواج داد و نام آمون و خدايان ديگر را از معابد برانداخت و مرکز روحانيت را از شهر طب به محلي که در کناره رود نيل و در فاصله سيصد مايلي از شهر طب واقع بود منتقل کرد و مقبره خود را در اين منطقه بنا نمود و ان را به نام " آختاتون " بمعني ( افق آتون ) موسوم ساخت و بپرستش خداوند واحد خود پرداخت و مقر سلطنت را در اين محل قرار داد و در اين معبد هيچگونه مجسمه يا الهه ديگري وجود نداشت و فقط تصوير " قرص خورشيد " بر روي دستي از مرمر را بحالتي که پرتو وي به اطراف مي پراکند و از قدرت و توانايي وي حکايت مي کند در اين معبد بر پا ساخت . در حال حاضر نزديک تل العمارن مقبره هاي متعدد از سنگ مرمر مربوط به اعضاي دربار آخناتون ديده ميشود .
Write By :Meraj Marjani ( برگرفته از کتاب افسانه هاي ديني مصر باستان نوشته موسي جوان)
*برداشت مطالب تنها با ذکر منابع ، مجاز ميباشد*
به ادامه مطلب توجه نمائید موضوع " پاسارگاد "