تبليغاتX
(medjai) مدجای کلمه ایست عبری که به محافظان و سربازان فراعنه اطلاق می شده در این وبلاگ سعی شده که تمام مسایل راجب به باستانشناسی و مکانهای تاریخی مطرح شود ضمنا برای اطلاع از به روز شدن در خبرنامه عضو شوید .


هیولای جزیره کرت _ 3

  

با عرض سلام خدمت دوستان عزيز امروز قسمت آخر معماي هيولاي جزيره کرت را بپايان مي برم اميدوارم استفاده کرده باشيد .
همانطور که ميدانيد مسابقات المپيک آغاز شده و متاسفانه تيم ايران در اين چند روز فقط نقش "مجسمه المپيک" را بازي کرده است و فقط در چين اردو زده است به نظر شما دلايل عدم موفقيت ما در اين دوره از مسابقات چه بوده است ؟، در حالي که مدالها در حال درو شدن است تيم ايران بي نصيب از اين مدالهاي رنگانگ در اين دوره از مسابقات به سر مي برد ، به نظر من عدم موفقيت ما در اين دوره از مسابقات به دليل سياسي بودن ورزش ماست ، نظر شما در مورد عدم موفقيت تيم ما در اين دوره المپيک چيست ؟
اميدوارم که تيم ايران لااقل از اين فرصت باقي مانده کمال استفاده را ببرد و سهمي از اين مدالهاي رنگانگ داشته باشد .

  

هيولاي جزيره کرت _3

وقتي که با دقت خاک را از سطح ديوارها پاک کردند ، نقاشيهاي بسيار زيبايي ديدند که گوياترين انها ، صحنه هايي از بازي و عمليات آکروبات جوانها با گاوهاي وحشي بود ! در اين نقاشها  ، که انگار تازه ترسيم شده بودند ، به روشني ديده ميشد که رقصنده هاي دختر وپسرچگونه مقابل گاو وحشي قرار ميگيرند ،و با مهارت از وسط  دو شاخ گاو جست زده و بر پشت  حيوان مينشينند يا از روي ان پشتک و وارو مي زنند . در اين حالت ، يک لحظه بي احتياطي گاو بازها ، يا يک ضربه شاخ گاو کافي بود که آنها را به کشتن دهد . از روي نقاشيها پيدا بود که گاوبازهاي جزيره کرت از چنان بدن آماده و تمرين کرده اي برخوردار بودند و به قدري بر عضلات خود تسلط داشتند که در ميان غريو تماشاگران و اوج خشم و قدرت نمايي گاو ها ، مي توانستند به چالاکي و خونسردي به نمايش مهارتهاي خود بپردازند . به اين ترتيب ، براي " آرتور ايوانز " مسلم شد که سرگرمي مهم و اصلي مردم کرت تماشاي عمليات گاو بازي در جشنها و مراسم ها بوده است . بي ترديد ، پسران و دختران جزيره کرت ، از همان سنين کودکي براي اين بازي خطرناک اماده مي شدند و پرورش مي يافتند .

  

اين کار ، جدا از جنبه تفريح و سرگرمي ، در ستايش از " مينوتور " - خداي مردم کرت - نيز مي توانست باشد که هيولايي انسان نما و گاو پيکر را به خدايي گرفته و به عنوان حافظ خود و اموالشان مي پرستيدند . معبد لابيرنت ، پرستشگاه اصلي مينوتور بود و کاهنان اين معبد در رواج خرافه پرستي مي کوشيدند . پايه و اساس افسانه هيولاي گاو پيکر نيز بيرحمي مينوس در سرکوبي و نابودي دشمنان خود بود و کاهنان معبد بزرگ نيز همدستان او بودند .
در عمليات حفاري ، معلوم شد که خرابه هاي آن قصر متعلق به دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح بود . حال ان که بقيه آثار ، پيشينه اي تا 5 هزار سال پيش از ميلاد دارند . بنابراين ، مينوس که در افسانه هيولاي جزيره کرت از او ياد شده نمي تواند فقط يک نفر باشد ! مينوس لقب کليه پادشاهان " سلسله مينوسي " در چند هزار سال بود ( همچنان که امپراطور روم را قيصر يا سزار ، امپراطور ايران را کي و شاه و سلاطين مصر را فرعون مي گفتند ) . با اين برداشت و اکتشافات بود که از ان پس در کتابهاي باستانشناسي ، تمدن باستاني کرت را " مينوسي " و پادشاهان اساطيري ان را " مينوس " ناميدند .
حفاريهاي جزيره کرت که به روشني ثابت کرد که تمدن مينوسي يکي از درخشانترين دوره هاي زندگي اجتماعي انسان در گذشته بوده است .  وجود شبکه آبياري و اب انبار و فاضلاب در کنار خانه ها و در زير گذرگاهها ثابت ميکرد که اهالي کرت تا چه اندازه به بهداشت و نظافت فردي اهميت مي داده و بنابراين مردماني سالم و تندرست و قوي هيکل بوده اند . مردم کرت ، حتي زباله هاي خود را نيز در گودالهاي مخصوص مي ريختند تا از انجا به خارج شهر منتقل کنند !
خانه هاي جزيره کرت داراي در وپنجره هاي کافي بود تا نور و هواي تازه به اتاقها برسد ، و اين در حالي است که از روي ويرانه هاي بدست امده از تمدنهاي يونان و روم و مصر معلوم مي شود اغلب خانه هاي انها به صورت يک چهار ديواري با کمترين درب و پنجره بوده اند .
از عجايب کشفيات جزيره کرت ، انبار مواد غذايي در نقاط مختلف شهر بود که فقط در يکي از اين انبارها صدها کوزه انباشته از روغن زيتون يافت شد . اندازه بعضي از اين کوزه ها حتي بزرگتر از قد يک انسان معمولي است !
در يکي از اتاقهاي قصر مرکزي ، صفحه اي بدست آمد که مانند صفحه شطرنج ، خانه هايي دارد و در کنار ان چندين مجسمه کوچک از عاج ، طلا ، فيروزه و سنگ شيشه است .
آرتور ايوانز انتظار داشت در ادامه کاوشهاي خود از تمدن جزيره کرت اشياء گرانبها تر و مدارک بيشتري به دست آورد . اما ، چنين نشد !

 

پس ، ثروت موجود در خانه هاي کرت چه شده و به دست چه کساني به تاراج رفته بود ؟ پس از بررسي ديوارها و سقفها و درهاي چوبي وفلزي ، ترديدي باقي نماند که تمدن مينوسي در 1400 سال قبل از ميلاد مورد تهاجم قومي وحشي قرار گرفته و پس از غارت اموال و ثروتهاي مردم ، دستخوش يک آتش سوزي وسيع شده است . اين تهاجم ، هر چه بوده و به هر دليل يا از سوي هر قومي صورت گرفته ، مي بايستي بسيار سريع و غافلگيرانه بوده باشد ، زيرا آرتور ايوانز و دستياران او ، حتي به نقاشيهاي ناتمام ديوار ها دست يافتند که نشان مي دهد هنرمند نقاش در گرما گرم کار در معرض خطري جدي قرار گرفته و از ترس جان گريخته است .
در بخش ديگري از قصر مرکزي که بي ترديد مي بايستي کتابخانه يا انبار اسناد و مدارک باشد ، آرتور ايوانز حدود دو هزار لوح گلي يافت که بر آن نقش و نگارهاي خاص ديده مي شد ( بيش از نيم قرن طول کشيد تا يکي از دستياران آرتور ايوانز به نام " ميکائيل ونتريس " موفق شد رمز آن لوحه ها و نبشته ها را کشف کند . بر اغلب اين لوحها نام و مقدار هدايايي بود که به خزانه مينوس يا انبار مواد غذايي او رسيده بود .)
در ديگر نقاشيهاي ديواري قصر ، جوانان کرت در حال زوبين اندازي ديده مي شدند و در صحنه اي جالب از اين نقاشيها ، جمعي حدود 30 مرد با ريش و گيسوي بلند ، در لباسهاي فاخر و کمربند زرين ديده مي شدند .
در تابلويي بزرگ ، انبوه جوانان مشغول رقص ، مشتزني و گاوبازي بودند و ... گويي اين همان مجلس پايکوبي بزرگي است که در گرما گرم آن آريان ، دختر مينوس ، توانست از غفلت مردم استفاده کند و خنجر و کلاف ريسمان در اختيار تزه قرار دهد !
با توجه به وسعت ميدان مقابل قصر مرکزي و جايگاه بزرگ تماشاگران که مثل استاديومهاي امروزي به صورت سکوهاي پله اي بود ، مي توان بر آورد کرد که نزديک به پانصد بازيگر مي توانستند به راحتي به اجراي عمليات گاوبازي و ابراز مهارتهاي خود در حرکات موزون و زور آزمايي و زوبين اندازي بپردازند و بيش از چند هزار نفر در جايگاهها به تماشاي انها بنشينند .
به راستي ، آيا  افسانه " هيولاي گاوپيکر " را نمي توان به همان سر نخ نازکي تشبيه کرد که " آرتور ايوانز " را ( همچون تزه ) به اعماق " لابيرينت " تاريخ رهنمون کرد تا ديو جهل انسان نسبت به گذشته هاي خود را از پاي در آورد و بر بخشي پنهان و بسيار دور از زمان و مکان کنوني ، فروغ دانش و آگاهي بتاباند ؟ امروزه نام " ارتور ايوانز " به عنوان  باستانشناس و کاشف  معماي جزيره کرت همچنان در  جهان ناشناخته ها مي درخشد .

Write By:Meraj Marjani  ( برگرفته از کتاب کاوش در گذشته نوشته هوشنگ فتحي)

برداشت مطالب تنها با ذکر منبع ، مجاز می باشد

 

غولهاي جزيره

 ناخداي هلندي جاکوب روگوين در تمام زندگيش چنين صحنه عظيمي را نديده بود . جزيره اي در ميانه اقيانوس اطلس که پر از غولهاي عظيم به ارتفاع تقريبي 9 متر . بنظر مي رسيد که غولها بر روي سکويي بلند که شباهت به کنگره هاي عظيم الجثه دژهاي نظامي داشت ايستاده بودند و دريا را مشاهده مي کردند .
وقتي روگوين سه کشتي تحت فرماندهي خود را جلو برد متوجه شد که غولها مجسمه هايي بيش نيستند و ادمهايي با اندازه معمولي دور و بر انها حرکت مي کنند . روز بعد روگوين  با دسته اي کوچک به ساحل رفت و دانست که بر روي هر سکو مجسمه مردي با گوشهاي بلند و سر قرمز قرار دارد .
روز عيد پاک سال 1722 بود. بنابر اين روگوين ان جزيره را ايستر ناميد . 50 سال بعد اروپائيها به ان جزيره پا نهادند و يکصد سال قبل تحقيقات جدي آغاز شد .
در ان هنگام مجسمه ها انطور که روگوين انها را ديده بود سر پا نبودند . در طي جنگهاي ميان قبايل ، بيشتر انها از روي پايه شان بر روي زمين افتاده بودند .
مجسمه هاي غول اسا از سنگهاي آذرين که در اتشفشان "رانو رارا کو" يافت مي شد تراشيده شده ، بيش از سيصد تاي انها بر فراز اتشفشان تراشيده شده ، سپس در طول شيب ، از انجا پائين آورده شده بود و با شيوه هاي مخصوص سر پا نگه داشته شده بود .
درون دهانه اتشفشان 400 مجسمه ناتمام پيدا شد ، بعضي از انها اندکي تراش خورده و بعضي آماده حمل بودند ، تبر و تيشه ها از جنس سنگهاي اتشفشاني - متعلق به حجاران عهد باستان - در دهانه اتشفشان پيدا شد .
نحوه جا ماندن اين ابزار به نوعي بود مثل انکه قرار است  روزي حجاران باز گردند و کار را از سر بگيرند . در جاده اي که از اتشفشان به پائين منتهي مي شد ، مجسمه هاي نا تمام قرار داشت و هر 45 متر يکي از انها بر زمين افتاده بود . بعضي از انها 30 تن وزن و 4 متر ارتفاع دارد . بعضي از مجسمه ها ده مايل دورتر از دهانه اتشفشان قرار دارند . تا به امروز متخصصان نتوانستند بفهمند که مردم ان روزگار چگونه ، مجسمه ها را تا چنين مسافتي حمل و انها را سر پا مي کردند .فرضيه ايي مبني بر آنکه الوار گرد در زير مجسمه ها به عنوان چرخ مورد استفاده قرار مي گرفته رد شده است ، آزمايشات نشان مي دهد که خاک ايستر نمي تواند درختاني به اندازه مورد لزوم براي حمل مجسمه ها بپروراند .
اين احتمال که براي حمل مجسمه ها از نوعي طناب الياف استفاده مي شده غير قابل قبول است ، هيچ اليافي قادر به کشاندن سي تن وزن نيست .
خرابه اقامتگاهاي باستاني نشان مي دهد که اين جزيره روزگاري 2 تا 5000 هزار سکنه داشته ، سنگ نگاره ها نشان مي دهد که دو طبقه در اين جزيره مي زيسته اند ، گوش درازها ، فرمانرواياني که مجسمه ها به شکل انها ساخته شده و به گوشهاي خود وزنه مي اويخته اند تا ان را دراز کنند و گوش کوتاهها که زير دست آنها محسوب مي شدند .
رسم دراز کردن گوش در اينکا هاي پرو قبل از ورود فاتحين وجود داشته است اما ساکنان قبلي جزيره بيشتر به مردم پولينزي شباهت دارند تا به مردم آمريکاي جنوبي .
پيشينه جزيره ايستر ، احتمالا در قرن نوزدهم توسط تاجران برده پرويي که 1000 نفر از مردم بومي را به اسارت بردند نابود شد .
کسي نمي داند چه بر سر ان مردم امد شايد بعضي از انها به جزيره بازگشتند و با خود بيماريهايي آوردند که مابقي افراد جزيره را نابود کرد . با ناپديد شدن انها معماي مجسمه هاي غول اسا بي جواب مانده است .

Write By : Meraj Marjani "  " برگرفته از کتاب جهان عجايب ، مترجمان : ارغوان و شهکام جولائي "


?Day Walker | چهارشنبه 23 مرداد 1387 | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر | ارسال به دوستان | موضوع: هیولای جزیره کرت_3