
با سلام به شما دوستان عزيزبازم سر وکله من پيدا شد . امتحانات ديگه پدر ما رو در آورد تا تموم شد . اصولا ما فني حرفه اي ها دو برابر شما امتحان داريم ، اول امتحان مهارت که در پادگان اجرا مي شه و بعدش امتحان کتبي که در دانشگاه اجرا ميشه مثل خودتون . به هر حال باز برگشتيم با يه مطلب تازه در مورد مصر سرزمين بيابانهاي سوزان ، سرزمين آفتاب ...
در ضمن هر کسي نظري داره و مي خواد خصوصي باشه فقط با اين ايميل تماس بگيره
marjani.meraj@gmail.com
"آمون" خداوند خورشيد طلوع کننده
آمون خداوند بزرگ مصر بلقب شاه خدايان ملقب بود و وي را در يونان با زئوس تطبيق مي کردند اما اين خداوند در عهد قديمتر شهرت نداشته و لفظ آمون بمعني ان است که " از انظار مخفي و پنهان باشد " . آمون يکي از هشت خداوندي است که در خلقت و آفرينش جهان مداخله داشته است . براي امون در شهر طب معبدي درست کرده بودند و اين شهر در ان زمان يکي از شهرهاي کوچک شهرستان چهارم مصر عليا بشمار مي رفت و مرکز اين شهرستان در هرمونتس بمعني شهر مانت قرار داشت . مانت نام خداوندي است که در اين شهر پرستيده مي شد و لفظ آمون جزء نام آمنمحت ، نخستين پادشاه از سلسله دوازدهم مصر است و اهميت اين خداوند بجايي رسيد که دو نفر از فراعنه سلسه هجدهم مصر يکي موسوم به تاتموس و ديگري امن هوتپ خودشان را با اين دو نام فرزند خداوند ناميده اند .
آمون به شکل انساني مجسم ميشد که تاج بر سر و دو پر بلند و مستقيم به موازات يکديگر در بالاي تاج قرار داشت.
اين نقوش و مجسمه ها گاهي به حالت نشسته بر روي تخت و گاهي ايستاده و گاهي به شکل قوچي است که شاخهاي وي بپائين پيچيده باشد .
آمون خداي فراواني و حاصلخيزي بود و از وي تصويري بدست آمده که فرعون ، در حضور او دانه مي پاشد و يا درو مي کند.
آمون خداوندي است که قدرت و توانايي بفرعون عطا ميکرد و وي را بر دشمن پيروز مي گردانيد و به همين جهت است که اين خداوند در شهر طب يک خداوند ملي بشمار مي رفت و ان را بنام " آمون رع " سلطان خدايان لقب مي دادند و تصوير وي در مقبره ها مانند خداوندي است که در کشتي جاي گرفته و شب هنگام در مدت دوازده ساعت ، جهان زيرزمين را روشن ميکرد و در کتيبه ها و سنگ نوشته هاي معبد لوکسور نقل شده که جشن ولادت آمنهوتپ فرعون مصر در حقيقت جشن عشق و محبت آمون خداوند بزرگ خورشيد مي باشد.
پسر و جانشين آمنحوتپ در سال چهارم سلطنت خود درصدد بر امد اصلاحاتي در دين مصريان پديد آورد و دستور داد فقط دين و مذهب آتون يا آتن در تمام مصر به رسميت شناخته شود و آتن نام ديگر خداوند خورشيد است و وي نام خود را از آمنهوتپ به آخناتون تبديل نمود و پايتخت خود را از شهر طب به آخناتن نزديک شهر کنوني تل العماره تغيير داد و در اين شهر معبد جديد براي خداوند خود بنا کرد و در اين معبد هيچگونه مجسمه اي نصب ننمود و خداي خود را فقط در هيکل قرص خورشيد نمايان ساخت بحالتي که پرتو ان به اطراف پراکنده مي شد و وظايف روحاني را خود فرعون به عهده گرفت و مراسم عبادت و پرستش و عبادت در اين معبد مانند مراسمي بود که در عهد قديمتر در معبد خورشيد معمول بود .و در محوطه اين معبد يک ستون سنگي بنام " ابليسک " خورشيد بر پا کرد . در مراسم مذهبي فقط ميوه و نان پخش مي کردند و سرودي را که بوسيله خود اخناتون در ستايش خورشيد سروده شده بود مي خواندند و خورشيد را در اين سرود به صفت آفريننده آدمي و باني خيرات خطاب ميکردند و همه افراد در اين دين جديد اعم از اهل مصر يا بيگانه فرزندان آتن خداوند بزرگ بشمار ميرفتند و در اين عقيده يکنوع يکتا پرستي نهفته بود و حتي ساکنان متصرفات آسيايي فرعون را نيز شامل مي شد و در اين متصرفات ساکنان سوريه خداوندي موسوم به آدونيس و يا يهوديان خداي موسوم به آدونه را مي پرستيدند .
زماني که فرعون مصر " آخناتون " در حيات بود ، هيچکدام از خدايان مصري رسميت نداشتند و فقط آتن پرستيده مي شدو در واقع ميتوان گفت که در ان زمان عملا بر ضد خدايان مصر و بالخصوص بر ضد آمون و تثليث نخستين قيام شده و معابد اين خدايان متروک و ثروت اين معابد به معبد بزرگ آتن منتقل گشته بود و نام اين خدايان از سنگ نوشته ها و کتيبه هاي معابد و حتي از مقبر آمنحوتپ سوم پدر اخناتون در سلطنت پسر وي تحت نفوذ روحانيان عبادت و پرستش آمون بجاي اتن برقرار شد و نام فرعون جديد از توت عنخ آتن به توت عنخ آمون تبديل گرديد و طولي نکشيد که عبادت آمون همه جا معمول شد و در معبد وي بقدري ثروت جمع گرديد که با سه چهارم ثروت خدايان ديگر برابري ميکرد و در کتيبه رامسس سوم نقل شده که از جمله ثروت معبد آمون تعداد 81323 غلام و 421362 عدد دام و گوسفند ميباشد و روحانيون اين معبد به قدرت بسيار رسيدند تا به جايي که در زمان فراعنه سلسله بيستم سلطنت واقعي مصر در اختيار انان قرار داشت و مي توان گفت که خدايان در اين زمان مستقيما بوسيله روحانيون در سرزمين مصر سلطنت ميکردند و اين روحانيان تسلط خود را بسرزمين حبشه نيز وسعت دادند. معابد بزرگ آمون در شهر هاي طب ، لوکسور و کارناک برقرار بود و ويرانه هاي اين معابد در حال حاضر نظر هزاران جهانگرد و توريست را بخود جلب مي نمايد .
Write By : Meraj Marjani (بر گرفته از کتاب افسانه هاي ديني مصر باستان نوشته دکتر موسي جوان)
پزشکان و داروسازان
نخستين پزشکان و داروسازان دنيا نيز در عصر سلطنت قديم در " ممفيس " زندگي مي کردند .آن ها به خاطر فضايلشان مشهور بودند و توسط شاعر يوناني ، هومر ، در کتاب اديسه ستوده شده اند . پزشکان مصر در عهد باستان ماهر تر از ساير پزشکان بودند .
پسري که مي خواست پزشک شود بايد نزد يک طبيب _ معمولا پدرش _ آموزش مي ديد يا در مدرسه طب تحصيل مي کرد که به يک معبد متصل بود . پس از اتمام تحصيلات ، بسياري از پزشکان مصري به طب عمومي مشغول مي شدند و تمام بيماري ها را درمان مي کردند . اما عده اي نيز نخستين پزشکان متخصص بودند ، به عبارت ديگر فقط قسمت خاصي از بدن را بررسي مي کردند . دانشمندان امروزي شواهدي دال بر وجود چنين متخصصاني در دست دارند.
در آرامگاه مربوط به عصر اهرام جمجمه اي پيدا شد که علايم جراحي موفقيت آميز تخليه يک " آبسه " در ريشه نخستين دندان آسيا را نشان مي داد . در يک جمجمه ديگر دو دندان ماهرانه به وسيله طلا به هم متصل شده بودند تا دندان محکم مانع از افتادن دندان لق مجاور خود شود .
پزشکان مصري يک کتابچه طب عملي به وجود آوردند که در ان مباحثي مثل کالبد شناسي ، بيماري هاي عمومي ، بيماريهاي چشم،بيماريهاي زنان ، وضعيت گوارش ، عمل قلب و عروق و نيز جراحي به منظور درمان زخمها و شکستگي ها گنجانده شده است . طومارهاي پاپيروس که حاوي اين اطلاعات هستند و معمولا نخستين کتابهاي پزشکي جهان برشمرده مي شوند . .
در کتب پزشکي مصر در مورد داروهايي که پزشکان مصري معمولا استفاده مي کردند ، نيز بحث شده است . مصري ها نخستين کساني بودند که دارو سازي کردند و داروهاي تهيه شده را توزيع نمودند . آن ها نخستين کساني بودند که از بعضي از دارو هاي امروزي ، از جمله " ترياک " استفاده مي کردند . آن ها دارو هاي گياهي متعددي را به وجود آوردند که هنوز هم از بعضي از آنها استفاده مي شود . به عنوان مثال روغن کرچک که در ان روزگار براي سوء هضم تجويز مي کردند ، در اوايل قرن بيستم نيز براي همين بيماري به کار گرفته مي شد.
پزشکان مصري سه هزار سال قبل از ميلاد نخستين تجربه هاي موفق را در جراحي داشتند . مصري ها به واسطه موميايي کردن ، اطلاعات زيادي درباره بدن انسان بدست اوردند .براي حنوط يک بدن ابتدا بايد بسياري از اندامهاي داخلي تخليه مي شد . مصري ها با ديدن محل و و وضعيت اين اندام ها ، نخستين مشاهدات در مورد کالبد شناسي را بدست آوردند .اين دانسته ها در انجام جراحي روي افراد زنده به انها کمک مي کرد و در پيشرفت طب نقش مهمي داشت . پزشکان مصري زخمهاي شديد سر و حتي آسيب هاي خطرناک نخاع را درمان مي کردند . آن ها نخستين کساني بودند که براي جا انداختن شکستگي هاي استخواني از تخته شکسته بندي استفاده کردند .
پزشکاني مثل ايمحوتپ _ معمار هرم بزرگ _ هنگامي که مي خواستند جراحي کنند ، عموما به بيماران نوشيدني خاصي مي دادند تا دردشان را تسکين دهد . سپس براي کاهش عفونت ، ابزارشان را مي شستند و در آتش ضد عفوني مي کردند .
Write By: Meraj Marjani (برگرفته از کتاب " فراعنه مصر" اثر : برندا اسمیت"ترجمه آزیتا یاسائی)
برداشت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.